Goddestination

Saad

صاد

صاد

88 آیهمکیفارسی

انتشار در

این ویدیو هنوز عمومی نیست. در 2026-11-17 20:30 UTC منتشر می‌شود.

اشتراک

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِیمِ

بِسمِ الله الرحمان الرحیم

  1. 1 صۤۚ وَٱلۡقُرۡءَانِ ذِی ٱلذِّكۡرِ

    صاد وَالقُرآن ذی الذکر

    ص. سوگند به قرآن دارای یادواره.

  2. 2 بَلِ ٱلَّذِینَ كَفَرُوا۟ فِی عِزَّةࣲ وَشِقَاقࣲ

    بَلِ الذین کَفَرُوا۟ فی عِزَّت وشقاق

    بلکه آنان که کفر ورزیدند در (ژرفای) بزرگ‌منشی، (مخالفت) و جداسازی (از حقّ)‌اند.

  3. 3 كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّن قَرۡنࣲ فَنَادَوا۟ وَّلَاتَ حِینَ مَنَاصࣲ

    کم مِن مِّن قرن وَلاته حِینَ مناص

    چه بسیار از نسل‌ها (که) پیش از ایشان هلاک(شان) کردیم. پس (ما را) به فریاد خواندند، حال آنکه دیگر مجال گریزی نبود.

  4. 4 وَعَجِبُوۤا۟ أَن جَاۤءَهُم مُّنذِرࣱ مِّنۡهُمۡۖ وَقَالَ ٱلۡكَـٰفِرُونَ هَـٰذَا سَـٰحِرࣱ كَذَّابٌ

    وَ عَجِبُوا ان جاآهُم مُنذِر وَ قالَ الکافرون هَذا ساحر کَذّابُون

    و از اینکه هشداردهنده‌ای از خودشان برایشان آمد در شگفت شدند، و کافران گفتند: «این ساحری بس دروغ‌پرداز است.»

  5. 5 أَجَعَلَ ٱلۡـَٔالِهَةَ إِلَـٰهࣰا وَ ٰ⁠حِدًاۖ إِنَّ هَـٰذَا لَشَیۡءٌ عُجَابࣱ

    اجعل الالهته الهُ و ایمان حِدًاۖ اِنَّ هَذا لشئون عجاب

    «آیا خدایان (متعدّد) را خدایی یکتا قرار داده‌؟ این به‌راستی چیزی بس شگفت‌انگیز است.»

  6. 6 وَٱنطَلَقَ ٱلۡمَلَأُ مِنۡهُمۡ أَنِ ٱمۡشُوا۟ وَٱصۡبِرُوا۟ عَلَىٰۤ ءَالِهَتِكُمۡۖ إِنَّ هَـٰذَا لَشَیۡءࣱ یُرَادُ

    وانطَلَقَ المالا مِنهُم اَنی امشوا وَاصْبِرُوا الیهتکم اِنَّ هَذا لشئیون یورادو

    و بزرگانشان (از این گیرودار خستند و) رستند (و گفتند:) «بروید و بر خدایان خود شکیبایی کنید. این (انحصارطلبی) همواره چیزی است (که بر ضد ما) اراده می‌شود.»

  7. 7 مَا سَمِعۡنَا بِهَـٰذَا فِی ٱلۡمِلَّةِ ٱلۡـَٔاخِرَةِ إِنۡ هَـٰذَاۤ إِلَّا ٱخۡتِلَـٰقٌ

    سَمِعْنَا بِهَـٰذَا فی الملة الآخرة اِلا اخْتِلَاکُون

    «ما این را در گروه دیگر نشنیدیم. این بجز (بافته‌ای) جعلی نیست.»

  8. 8 أَءُنزِلَ عَلَیۡهِ ٱلذِّكۡرُ مِنۢ بَیۡنِنَاۚ بَلۡ هُمۡ فِی شَكࣲّ مِّن ذِكۡرِیۚ بَل لَّمَّا یَذُوقُوا۟ عَذَابِ

    اُنزِلَ عَلَیه الذکر هم فی شک مِّن ذکری بل لَمّا یذوقوا عذاب

    «آیا از میان ما یادواره [:قرآن] تنها بر او نازل شده‌؟» بلکه آنان درباره‌ی یادواره‌ی من دودل‌اند. بلکه هنوز عذاب مرا نچشیده‌اند.

  9. 9 أَمۡ عِندَهُمۡ خَزَاۤىِٕنُ رَحۡمَةِ رَبِّكَ ٱلۡعَزِیزِ ٱلۡوَهَّابِ

    اَم عِندَهُم خَزَاۤىِٕنُ رحمت رَبِّک العزیز الوهّاب

    (آیا اینان خود خدایانند؟) یا گنجینه‌های رحمت پروردگار باعزت و عظمتِ بخشایشگرت نزد ایشان است‌؟

  10. 10 أَمۡ لَهُم مُّلۡكُ ٱلسَّمَـٰوَ ٰ⁠تِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَیۡنَهُمَاۖ فَلۡیَرۡتَقُوا۟ فِی ٱلۡأَسۡبَـٰبِ

    اَم مُلک السَّماء ایمان ته ول ارض وَما فَلْیَرْتَقُوا فی الاسبابی

    یا فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است از آنان است‌؟ پس باید در اسباب (آسمانی و) بالا روند (تا هر چه خواهند دریابند)!

  11. 11 جُندࣱ مَّا هُنَالِكَ مَهۡزُومࣱ مِّنَ ٱلۡأَحۡزَابِ

    جُند ما هُنالِک مَهۡزُومࣱ مِّنَ الاحزاب

    (این) سپاهکی از دسته‌های دشمن در آنجا (اسباب) در هم شکستنی‌اند.

  12. 12 كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحࣲ وَعَادࣱ وَفِرۡعَوۡنُ ذُو ٱلۡأَوۡتَادِ

    کَذَّبَت قبلهم قوم وعاد فرعون ذُو الاوتاد

    پیش از ایشان (هم) قوم نوح و عاد و فرعونِ صاحب بنیان‌ها و نیروها و میخ‌بن‌ها، (پیامبران را) تکذیب کردند.

  13. 13 وَثَمُودُ وَقَوۡمُ لُوطࣲ وَأَصۡحَـٰبُ لۡـَٔیۡكَةِۚ أُو۟لَـٰۤىِٕكَ ٱلۡأَحۡزَابُ

    ثَمود وقوم وَ أَصحاب لایکا اولئیک الاحزاب

    و ثمودیان و لوطیان و اصحاب اَیْکَه (نیز به تکذیب پرداختند). اینان احزاب (تکذیب‌کننده)اند.

  14. 14 إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ

    اِن کُلٌّ اِلا کَذَّبَ الرسل فَحَقَّ عِقابِ

    هیچ کدام نبودند جز اینکه پیامبران (ما) را تکذیب کردند. پس عقوبت من (بر آنان) بجا و پای‌برجا آمد.

  15. 15 وَمَا یَنظُرُ هَـٰۤؤُلَاۤءِ إِلَّا صَیۡحَةࣰ وَ ٰ⁠حِدَةࣰ مَّا لَهَا مِن فَوَاقࣲ

    وَما یَنظُرُ هَـٰۤؤُلَاۤءِ اِلا صیحه و ایمان ما لَهَا مِن فَوَاق

    و اینان جز یک فریاد (مرگبار) را انتظار نمی‌برند و نمی‌نگرند (که) هیچ راحت و برگشتی ندارد.

  16. 16 وَقَالُوا۟ رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبۡلَ یَوۡمِ ٱلۡحِسَابِ

    وَ قالُوا عجیل لَنَا قِطَّنَا قبله یوم الحسابی

    و گفتند: «پروردگارمان! پیش از (رسیدنِ) روز حساب، باشتاب بهره‌ی قطعی (از عذابمان) را برایمان برسان.»

  17. 17 ٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا یَقُولُونَ وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلۡأَیۡدِۖ إِنَّهُۥۤ أَوَّابٌ

    اصبر علی یقولون وَزکُر عبدنا داوود ذا الایضی اَوّابون

    بر آنچه می‌گویند شکیبایی کن و داوود، بنده‌ی ما را (که) دارای امکانات و نیروهای گوناگون بود به یاد آور؛ (آری) او بسیار بازگشت‌کننده (سوی خدا) بود.

  18. 18 إِنَّا سَخَّرۡنَا ٱلۡجِبَالَ مَعَهُۥ یُسَبِّحۡنَ بِٱلۡعَشِیِّ وَٱلۡإِشۡرَاقِ

    سَخَّرْنَا ال-جی-با-لا یُسَبِّحْنَ بِلعشی وَالإِشراق

    ما همواره کوه‌ها را با او مسخّر ساختیم. حال آنکه شامگاهان و بامدادان خدا را نیایش می‌کنند.

  19. 19 وَٱلطَّیۡرَ مَحۡشُورَةࣰۖ كُلࣱّ لَّهُۥۤ أَوَّابࣱ

    والطیرا مَحشُورَه کُل اَوّاب

    و پرندگان را (نیز با او مسخّر کردیم) که بر گِردش گردآورده شده‌اند (و) همگان برایش بسی بازگشت‌کنندگانند.

  20. 20 وَشَدَدۡنَا مُلۡكَهُۥ وَءَاتَیۡنَـٰهُ ٱلۡحِكۡمَةَ وَفَصۡلَ ٱلۡخِطَابِ

    مُلکُهُ وا آتیناهو الحکمت وفصل الخطاب

    و پادشاهیش را استوار کردیم و او را حکمت و خطابه‌ی فیصله‌دهنده دادیم.

  21. 21 ۞ وَهَلۡ أَتَىٰكَ نَبَؤُا۟ ٱلۡخَصۡمِ إِذۡ تَسَوَّرُوا۟ ٱلۡمِحۡرَابَ

    وَهْل اتیاک نَبَؤُا الخصم اِذ تسورو المحراب

    و آیا خَبرِ مهم دشمنان، چون از محراب (داوود به سختی) بالا رفتند، به تو رسید؟

  22. 22 إِذۡ دَخَلُوا۟ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنۡهُمۡۖ قَالُوا۟ لَا تَخَفۡۖ خَصۡمَانِ بَغَىٰ بَعۡضُنَا عَلَىٰ بَعۡضࣲ فَٱحۡكُم بَیۡنَنَا بِٱلۡحَقِّ وَلَا تُشۡطِطۡ وَٱهۡدِنَاۤ إِلَىٰ سَوَاۤءِ ٱلصِّرَ ٰ⁠طِ

    اِذ دَخَلُوا۟ علی داوود فَفَزِعَ تخَف خَصمانی بغی بسنا علی بَض فاحکم بَیۡنَنَا بلحق تشطیط وهدینا اِلی سَوَاۤءِ الصرا ایمان طِ

    چون (ناگهان) بر داوود درآمدند، پس او از آنان به هراس افتاد. گفتند: «مترس (ما) دو دشمنیم؛ یکی از ما بر دیگری تجاوز کرده. پس میان ما به حقّ داوری کن و افراط و پراکنده‌گویی مکن و ما را به میانه‌ی راه راست رهبری کن.»

  23. 23 إِنَّ هَـٰذَاۤ أَخِی لَهُۥ تِسۡعࣱ وَتِسۡعُونَ نَعۡجَةࣰ وَلِیَ نَعۡجَةࣱ وَ ٰ⁠حِدَةࣱ فَقَالَ أَكۡفِلۡنِیهَا وَعَزَّنِی فِی ٱلۡخِطَابِ

    اِنَّ اخی تس وَتَسْنَئین نعجه وَلِیَ و ایمان حِدَةࣱ فَقَالَ اکفلنیها وعزنی فی الخطاب

    «به‌راستی این برادر من است. او را نَودونُه میش و مرا یک میش است. پس (به من) گفت آن (یک) را (هم) به من واگذار و در سخن(اش) با من چیرگی و زورگویی کرد.»

  24. 24 قَالَ لَقَدۡ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعۡجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦۖ وَإِنَّ كَثِیرࣰا مِّنَ ٱلۡخُلَطَاۤءِ لَیَبۡغِی بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٍ إِلَّا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ وَقَلِیلࣱ مَّا هُمۡۗ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّـٰهُ فَٱسۡتَغۡفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّ رَاكِعࣰا وَأَنَابَ ۩

    قالَ لقد ظَلَمَکَ بِسُؤَالِ نَعجَتِک اِلی نِعَاجِهِۦۖ وَ إِنَّ مِّنَ الخلاص لَیبغی بَعضُم علی بس اِلا الذین امنوا وَ عَمِلُوا الصالحات وقیل ما وَظَنَّ داوود اَنَّما فَتَنَّـٰهُ فَستَغفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّ راکعان وَ أَنابَ

    (داوود) گفت: «همانا او در مطالبه‌ی میش تو - (اضافه) بر میش‌های خودش - بر تو همواره ستم کرده. و بی‌گمان بسیاری از شریکان به همدیگر بی‌چون ستم روا می‌دارند؛ جز کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند و اینان اندکند.» و داوود گمان (درستی) برد که ما او را بی‌گمان سخت آزمایش کرده‌ایم. پس از پروردگارش پوشش خواست و در حال رکوعش (به سجده) فرو افتاد و (سوی پروردگار) پیاپی بازگشت.

  25. 25 فَغَفَرۡنَا لَهُۥ ذَ ٰ⁠لِكَۖ وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلۡفَىٰ وَحُسۡنَ مَـَٔابࣲ

    فَغَفَرْنَا ذَ ایمان وَ إِنَّ عِندَنَا لَزُلۡفَىٰ وَحُسۡنَ مَـَٔابࣲ

    پس برای او این (ماجرا) را پوشاندیم‌. و به‌راستی برای او پیش ما بسی تقرّب و بازگشتی خوش است.

  26. 26 یَـٰدَاوُۥدُ إِنَّا جَعَلۡنَـٰكَ خَلِیفَةࣰ فِی ٱلۡأَرۡضِ فَٱحۡكُم بَیۡنَ ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ ٱلۡهَوَىٰ فَیُضِلَّكَ عَن سَبِیلِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱلَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ ٱللَّهِ لَهُمۡ عَذَابࣱ شَدِیدُۢ بِمَا نَسُوا۟ یَوۡمَ ٱلۡحِسَابِ

    یا داوود جَعَلنٰک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بلحق تَتّبِع الهوی فَیُضِلَّكَ عَن سَبِیلِ اِنَّ الذین یضلون عَن سَبِیلِ الله لَهُم عذاب بِمَا نسوا یوم الحسابی

    (به او گفتیم:) «داوود! ما تو را در زمین جانشینی (رسالتی از رسولان) گردانیدیم‌؛ پس میان مردمان بحقّ حکم کن و از هوا(ی نفس) پیروی مکن، که از راه خدا گمراهت کند.» بی‌گمان کسانی که از راه خدا به در می‌روند - به (سزای) آنکه روز حساب را فراموش کرده‌اند - برایشان عذابی سخت است!

  27. 27 وَمَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَاۤءَ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَیۡنَهُمَا بَـٰطِلࣰاۚ ذَ ٰ⁠لِكَ ظَنُّ ٱلَّذِینَ كَفَرُوا۟ۚ فَوَیۡلࣱ لِّلَّذِینَ كَفَرُوا۟ مِنَ ٱلنَّارِ

    وَما خَلَقنَا آسَسَماء والارض وَما بَینَهُمَا باطل ذَ ایمان لِکَ زَنُّ الذین فَوَیل لِلّاذین کَفَرُوا۟ مِنَ اَننار

    و ما آسمان و زمین و آنچه را که میان این دو است باطل نیافریدیم. این گمان کسانی است که کافر شدند. پس وای از آتش برای کسانی که کافر شدند!

  28. 28 أَمۡ نَجۡعَلُ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ كَٱلۡمُفۡسِدِینَ فِی ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ نَجۡعَلُ ٱلۡمُتَّقِینَ كَٱلۡفُجَّارِ

    اَم نجعل الذین امنوا وَ عَمِلُوا الصالحات کالمفسدین فی الارض اَم نجعل المتقین کالفجار

    یا (مگر) کسانی را که گرویده و کارهای شایسته کردند، چون مفسدانِ در زمین می‌نهیم، یا پرهیزگاران را چون فاجران قرار می‌دهیم‌؟

  29. 29 كِتَـٰبٌ أَنزَلۡنَـٰهُ إِلَیۡكَ مُبَـٰرَكࣱ لِّیَدَّبَّرُوۤا۟ ءَایَـٰتِهِۦ وَلِیَتَذَكَّرَ أُو۟لُوا۟ ٱلۡأَلۡبَـٰبِ

    کِتَابُون انزلناه الیک مبارک لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِی وَلیَتَذَکَّرَ اولو ال-با-بی

    کتابی که آن را سوی تو نازل کردیم مبارک است، تا آیاتش را بیندیشند، و برای اینکه خردمندان ویژه (بدان) پند گیرند.

  30. 30 وَوَهَبۡنَا لِدَاوُۥدَ سُلَیۡمَـٰنَۚ نِعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥۤ أَوَّابٌ

    وَوَهَبۡنَا لداوُد سُلَیْمان نعم العبد اَوّابون

    و سلیمان را به داوود بخشیدیم. چه نیکو بنده‌ای است. به‌راستی او (سوی آفریدگار) بسی رهسپار است.

  31. 31 إِذۡ عُرِضَ عَلَیۡهِ بِٱلۡعَشِیِّ ٱلصَّـٰفِنَـٰتُ ٱلۡجِیَادُ

    اِذ عُرِضَ عَلَیه بِلعشی الصّافنات ال جیاد

    چون شباهنگام، اسب‌های اصیل صف‌اندرصف برایش به نمایش گذارده شدند،

  32. 32 فَقَالَ إِنِّیۤ أَحۡبَبۡتُ حُبَّ ٱلۡخَیۡرِ عَن ذِكۡرِ رَبِّی حَتَّىٰ تَوَارَتۡ بِٱلۡحِجَابِ

    فَقَالَ احببت حُبّ الخیر عَن ذِکْرِ حتّیٰ توارت بِالحجاب

    پس (سلیمان) گفت: «من به‌راستی دوستی آن خیر [:اسب‌های جهاد] را دوست داشته‌ام [:برگزیده‌ام] (که) نشأت‌گرفته و برخاسته از یاد پروردگار من است. تا اینکه (آن اسبان) در پرده(ی شب) پنهان گشتند.»

  33. 33 رُدُّوهَا عَلَیَّۖ فَطَفِقَ مَسۡحَۢا بِٱلسُّوقِ وَٱلۡأَعۡنَاقِ

    رُدُّوهَا فَطَفِقَ مَسحا بِلسوق ول اناق

    (گفت: ) «اسب‌ها را نزد من باز آورید.» پس شروع کرد به دست کشیدن بر ساق‌ها و گردن‌هایشان.

  34. 34 وَلَقَدۡ فَتَنَّا سُلَیۡمَـٰنَ وَأَلۡقَیۡنَا عَلَىٰ كُرۡسِیِّهِۦ جَسَدࣰا ثُمَّ أَنَابَ

    وَ لَقَد فتنّا وا القینا علی کُرسیّه جسدن ثُمَّ اناب

    و همواره سلیمان را بسی آزمودیم و بر تختش جسدی بیفکندیم ؛ سپس (به ما) پی‌درپی برگشت.

  35. 35 قَالَ رَبِّ ٱغۡفِرۡ لِی وَهَبۡ لِی مُلۡكࣰا لَّا یَنۢبَغِی لِأَحَدࣲ مِّنۢ بَعۡدِیۤۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ

    قالَ رَبِّ اغفر لِی وهب لِی مُلکَن لا ینبغی لأحد اِنَّکَ اَنتَ الوهّاب

    گفت: «پروردگارم! پوششی برایم بنه و مُلکی به من ببخش که هیچ کس را پس از من سزاوار نباشد. به‌درستی تو (همین) تو بسی بخشنده‌ای.»

  36. 36 فَسَخَّرۡنَا لَهُ ٱلرِّیحَ تَجۡرِی بِأَمۡرِهِۦ رُخَاۤءً حَیۡثُ أَصَابَ

    فسخّنا لَهُ الریح تَجۡرِی بِأَمْرِهِۦ رُخائِن حیثو اصابت

    پس باد را در اختیار او قرار دادیم، حال آنکه هر جا به‌درستی برفت به فرمان او به نرمی و راهواری روان می‌شد.

  37. 37 وَٱلشَّیَـٰطِینَ كُلَّ بَنَّاۤءࣲ وَغَوَّاصࣲ

    وَشْشَیاطین کُلا بَنَّاء وَغَوّاص

    و شیطان‌ها(ی رام) را (نیز که) هر یک را بنّا و غوّاصند؛

  38. 38 وَءَاخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی ٱلۡأَصۡفَادِ

    وآخِرین مقّرنینَ فی الاصفاد

    و دیگرانی (از شیطان‌ها) را که با زنجیرها سخت بسته شده بودند (تحت فرمانش درآوردیم).

  39. 39 هَـٰذَا عَطَاۤؤُنَا فَٱمۡنُنۡ أَوۡ أَمۡسِكۡ بِغَیۡرِ حِسَابࣲ

    هَذا عطائونا فَامْنُن اَو امسک بِغَیْر حساب

    (گفتیم:) «این بخشش ماست. پس (آن را) بی‌شمار منّت بگذار یا نگاه دار.»

  40. 40 وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلۡفَىٰ وَحُسۡنَ مَـَٔابࣲ

    وَ إِنَّ عِندَنَا لَزُلۡفَىٰ وَحُسۡنَ مَـَٔابࣲ

    و بی‌گمان برای او در پیشگاهمان به‌راستی تقرب و فرجامی نیکوست.

  41. 41 وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَاۤ أَیُّوبَ إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥۤ أَنِّی مَسَّنِیَ ٱلشَّیۡطَـٰنُ بِنُصۡبࣲ وَعَذَابٍ

    وَزکُر ایوب اِذ نادیا اَنّی مَسَّنِیَ الشّیطان بنصب وعذابین

    و بنده‌ی ما ایّوب را به یاد آر، چون پروردگارش را ندا در داد: «شیطان همواره مرا به رنج‌ها و عذابی بزرگ مبتلا کرده.»

  42. 42 ٱرۡكُضۡ بِرِجۡلِكَۖ هَـٰذَا مُغۡتَسَلُۢ بَارِدࣱ وَشَرَابࣱ

    ارکض بِرِجْلِک هَذا مغتسلن وشراب

    (به او گفتیم:) «با پای خود روان شو (که) این، شستنگاهی سرد و آشامیدنی است.»

  43. 43 وَوَهَبۡنَا لَهُۥۤ أَهۡلَهُۥ وَمِثۡلَهُم مَّعَهُمۡ رَحۡمَةࣰ مِّنَّا وَذِكۡرَىٰ لِأُو۟لِی ٱلۡأَلۡبَـٰبِ

    وَوَهَبۡنَا اهلُه وامثلهم مَعَهُم رحمةن مِّنَّا وَذیکرا لِاُولی ال-با-بی

    و (دوباره) کسانش و مانندشان را، همراهشان بدو بخشیدیم، تا رحمتی از جانبمان و یادواره‌ای برای خردمندان باشد.

  44. 44 وَخُذۡ بِیَدِكَ ضِغۡثࣰا فَٱضۡرِب بِّهِۦ وَلَا تَحۡنَثۡۗ إِنَّا وَجَدۡنَـٰهُ صَابِرࣰاۚ نِّعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥۤ أَوَّابࣱ

    وخُذ بِیَدِک ضِغث فَاضرِب بِّهِۦ تحنث وجدناه صابراً نِعْمَ العبد اَوّاب

    و (به او گفتیم:) «یک بسته ترکه‌ی نازک نرم به دستت بگیر. پس (همسرت را) با آن (به نرمی) بزن و سوگند(ت) را مشکن.‌» ما همواره او را شکیبا یافتیم. چه نیکو بنده‌ای! به‌راستی او بسیار بازگشت‌کننده (سوی ما) است.

  45. 45 وَٱذۡكُرۡ عِبَـٰدَنَاۤ إِبۡرَ ٰ⁠هِیمَ وَإِسۡحَـٰقَ وَیَعۡقُوبَ أُو۟لِی ٱلۡأَیۡدِی وَٱلۡأَبۡصَـٰرِ

    وَزکُر عبادنا ابرا ایمان هیما اسحاق وَ یَعْقُوبَ اولی الایدی ول ابصاری

    و بندگانمان ابراهیم و اسحاق و یعقوب را - که نیرومندان و دیده‌وران بودند- به یاد آور.

  46. 46 إِنَّاۤ أَخۡلَصۡنَـٰهُم بِخَالِصَةࣲ ذِكۡرَى ٱلدَّارِ

    اِنّا اخلاصناهم بِخَالِصَةࣲ ذکری الدّار

    ما همواره آنان را با پاک‌سازی ویژه‌ای - (که) یادآوریِ سرای (دنیا و آخرت است) - خالص گردانیدیم.

  47. 47 وَإِنَّهُمۡ عِندَنَا لَمِنَ ٱلۡمُصۡطَفَیۡنَ ٱلۡأَخۡیَارِ

    وَإِنَّهُم عِندَنَا لامِنو المصطفین الاخیار

    و آنان به‌راستی در پیشگاهمان بی‌گمان از برگزیدگان (و) نیکانند.

  48. 48 وَٱذۡكُرۡ إِسۡمَـٰعِیلَ وَٱلۡیَسَعَ وَذَا ٱلۡكِفۡلِۖ وَكُلࣱّ مِّنَ ٱلۡأَخۡیَارِ

    وَزکُر اسماعیل یَسَع وَذا الکفل وَ کُلّون مِّنَ الاخیار

    و اسماعیل و یَسَع و ذالکفل را به یاد آور و (اینان) همگان از نیکانند.

  49. 49 هَـٰذَا ذِكۡرࣱۚ وَإِنَّ لِلۡمُتَّقِینَ لَحُسۡنَ مَـَٔابࣲ

    هَذا وَ إِنَّ للمتقین لحسنه مَـَٔابࣲ

    این یادواره‌ای است (بزرگ) و همواره برای پرهیزگاران بی‌گمان بازگشتی پیاپی و بس نیک است:

  50. 50 جَنَّـٰتِ عَدۡنࣲ مُّفَتَّحَةࣰ لَّهُمُ ٱلۡأَبۡوَ ٰ⁠بُ

    جنّت عدن مفتحتن لَّهُمُ ال-ابوا ایمان بو

    باغ‌های با درختان سر‌درهم جاودان، حال آنکه درب‌ها(شان) برایشان بس گشوده‌است.

  51. 51 مُتَّكِـِٔینَ فِیهَا یَدۡعُونَ فِیهَا بِفَـٰكِهَةࣲ كَثِیرَةࣲ وَشَرَابࣲ

    مُتَّکِئینَ فِیهَا یدعون فِیهَا بِفَکِه کثیره

    در آنجا تکیه‌زنان، میوه‌های فراوان و نوشیدنی(شان را) بخواهند.

  52. 52 ۞ وَعِندَهُمۡ قَـٰصِرَ ٰ⁠تُ ٱلطَّرۡفِ أَتۡرَابٌ

    وعندهُم قاصِر ایمان ت الطرف اترابون

    و در نزدشان (همسرانی) با چشمان فروهشته، همسال و همسانند.

  53. 53 هَـٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِیَوۡمِ ٱلۡحِسَابِ

    هَذا توعدونون لیومی الحسابی

    این است آنچه برای روز حساب وعده داده می‌شوید.

  54. 54 إِنَّ هَـٰذَا لَرِزۡقُنَا مَا لَهُۥ مِن نَّفَادٍ

    اِنَّ هَذا لرزقنا مِن نَّفَادٍ

    (می‌گویند:) «همواره، این به‌راستی روزیِ ماست. آن را هیچ نابودی نیست.»

  55. 55 هَـٰذَاۚ وَإِنَّ لِلطَّـٰغِینَ لَشَرَّ مَـَٔابࣲ

    وَ إِنَّ لِلطّاغین لَشَر مَـَٔابࣲ

    این است (حال بهشتیان) و (امّا) برای طغیانگران بی‌گمان بدترین بازگشتی است،

  56. 56 جَهَنَّمَ یَصۡلَوۡنَهَا فَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ

    جهنم یَصلونَها فَبِئۡسَ المهاد

    جهنم (که) می‌افروزندش. پس چه بد آرامگاهی است.

  57. 57 هَـٰذَا فَلۡیَذُوقُوهُ حَمِیمࣱ وَغَسَّاقࣱ

    هَذا فَلۡیَذُوقُوهُ حمیم وَغَسّاق

    این جوشاب و چرکابی بس گلوگیر است. پس باید آن را بچشند.

  58. 58 وَءَاخَرُ مِن شَكۡلِهِۦۤ أَزۡوَ ٰ⁠جٌ

    وَءَاخَرُ مِن شکلیهی اَزوَ ایمان جون

    و از همین‌گونه، نوعی دیگر همانندهاست!

  59. 59 هَـٰذَا فَوۡجࣱ مُّقۡتَحِمࣱ مَّعَكُمۡ لَا مَرۡحَبَۢا بِهِمۡۚ إِنَّهُمۡ صَالُوا۟ ٱلنَّارِ

    هَذا فوج مقتحم مَرحَبا اِنَّهُم صَالُوا۟ اَننار

    این گروهی است که با شما ناگزیر (در آتش) درمی‌آیند (و) هیچ‌گونه شادباشی برایشان نیست. بی‌گمان آنان آتش‌افروزانند.

  60. 60 قَالُوا۟ بَلۡ أَنتُمۡ لَا مَرۡحَبَۢا بِكُمۡۖ أَنتُمۡ قَدَّمۡتُمُوهُ لَنَاۖ فَبِئۡسَ ٱلۡقَرَارُ

    اَنْتُم مَرحَبا اَنْتُم قَدَّمْتُمُوهُ فَبِئۡسَ القرار

    گفتند: «بلکه شما هرگز شادباشی برایتان نیست، به سبب آنچه پیش فرستادید. پس چه بد قرارگاهی است.»

  61. 61 قَالُوا۟ رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـٰذَا فَزِدۡهُ عَذَابࣰا ضِعۡفࣰا فِی ٱلنَّارِ

    مَن قَدَّمَ لَنَا هَذا فَزِده عذاباً ضِعْفًا فی اَننار

    گفتند: «پروردگارمان! هر کس این (عذاب) را برای ما پیش فرستاد، عذابش را در آتش چندان کن.»

  62. 62 وَقَالُوا۟ مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالࣰا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ ٱلۡأَشۡرَارِ

    وَ قالُوا لَنَا نَرَىٰ رِجَالاً کُنّا نَعُدُّهُم مِّنَ الاشرار

    و گفتند: «ما را چه شده است، که مردانی را که ما آنان را از (زمره‌ی) اشرار برمی‌شمرده‌ایم (اینجا) نمی‌بینیم‌؟»

  63. 63 أَتَّخَذۡنَـٰهُمۡ سِخۡرِیًّا أَمۡ زَاغَتۡ عَنۡهُمُ ٱلۡأَبۡصَـٰرُ

    اتخاذناهم سِخْرِیًّا اَم زاغت انهُمُ الابصار

    «آیا آنان را (در دنیا) به ریشخند می‌گرفتیم یا چشم‌ها(ی‌مان) از آنان منحرف و منصرف شده است‌؟»

  64. 64 إِنَّ ذَ ٰ⁠لِكَ لَحَقࣱّ تَخَاصُمُ أَهۡلِ ٱلنَّارِ

    اِنَّ ذَ ایمان لِکَ لَحَقّ تخاصم اهل اَننار

    این (ذلت) به‌راستی راست و بسی پای‌برجاست: مجادله‌ی اهل آتش.

  65. 65 قُلۡ إِنَّمَاۤ أَنَا۠ مُنذِرࣱۖ وَمَا مِنۡ إِلَـٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ٱلۡوَ ٰ⁠حِدُ ٱلۡقَهَّارُ

    قل اِنَّما اَنا مُنذِر وَما اله اِلا الله ال-وا ایمان حِدُ القهار

    بگو: «من تنها هشداردهنده‌ای هستم و جز خدای یگانه‌ی قهّار معبودی دگر نیست.»

  66. 66 رَبُّ ٱلسَّمَـٰوَ ٰ⁠تِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَیۡنَهُمَا ٱلۡعَزِیزُ ٱلۡغَفَّـٰرُ

    رَبُّ السَّماء ایمان ته ول ارض وَما بَینَهُمَا العزیز الغفار

    «پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است. (همان) عزیزِ بسی پوشنده‌.»

  67. 67 قُلۡ هُوَ نَبَؤٌا۟ عَظِیمٌ

    قل هُوَ نَبَؤٌا۟ عَظیم

    بگو: «آن خبری مهم (و) بزرگ است.»

  68. 68 أَنتُمۡ عَنۡهُ مُعۡرِضُونَ

    اَنْتُم عنهو مُعْرِضُونَ

    «شما از آن روی برمی‌تابید.»

  69. 69 مَا كَانَ لِیَ مِنۡ عِلۡمِۭ بِٱلۡمَلَإِ ٱلۡأَعۡلَىٰۤ إِذۡ یَخۡتَصِمُونَ

    کانا لیا بلملائی اِذ یَخْتَصِمُونَ

    «مرا درباره‌ی ملأ اعلی هیچ آگاهی نبوده است، چون با هم مجادله می‌کردند.»

  70. 70 إِن یُوحَىٰۤ إِلَیَّ إِلَّاۤ أَنَّمَاۤ أَنَا۠ نَذِیرࣱ مُّبِینٌ

    اِن الیه اَنا نذیر مبین

    «به من هیچ (چیز) وحی نمی‌شود، جز اینکه تنها من به‌راستی هشداردهنده‌ای روشنگرم.»

  71. 71 إِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَـٰۤىِٕكَةِ إِنِّی خَـٰلِقُۢ بَشَرࣰا مِّن طِینࣲ

    اِذ قالَ رَبُّکَ للملائکه اِنی بَشَر مِّن طین

    چون پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بی‌گمان آفریننده‌ی بشری از گل هستم‌.»

  72. 72 فَإِذَا سَوَّیۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا۟ لَهُۥ سَـٰجِدِینَ

    فَإِذَا سَوَّیْتُهُ ونفخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فقعوا ساجدین

    «پس هنگامی‌که درستش کردم و از روح برگزیده‌(ی آفرینش)ام در او دمیدم، سجده‌کنان برای او (در برابر من) فرو اُفتید.»

  73. 73 فَسَجَدَ ٱلۡمَلَـٰۤىِٕكَةُ كُلُّهُمۡ أَجۡمَعُونَ

    فسَجَدَ المَلائِکة کُلُّهُم اجمعون

    پس فرشتگان همگان با هم سجده کردند.

  74. 74 إِلَّاۤ إِبۡلِیسَ ٱسۡتَكۡبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلۡكَـٰفِرِینَ

    ابلیس استکبر وَ کانَ مِنَ الکافرین

    مگر ابلیس (که) تکبّر جُست و از کافران بود.

  75. 75 قَالَ یَـٰۤإِبۡلِیسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسۡجُدَ لِمَا خَلَقۡتُ بِیَدَیَّۖ أَسۡتَكۡبَرۡتَ أَمۡ كُنتَ مِنَ ٱلۡعَالِینَ

    قالَ یا ابلیس مَنَعَکَ ان تسجود لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ استکبرته اَم کُنتَ مِنَ العالمین

    فرمود: «ای ابلیس! چه چیز تو را مانع شد برای چیزی که به دو دست (قدرت) خویش آفریدم سجده آوری‌؟ آیا تکبّر نمودی یا از مهتران و برجستگان بوده‌ای‌؟»

  76. 76 قَالَ أَنَا۠ خَیۡرࣱ مِّنۡهُ خَلَقۡتَنِی مِن نَّارࣲ وَخَلَقۡتَهُۥ مِن طِینࣲ

    قالَ اَنا خیر خَلَقتَنی مِن نار وَخَلَقْتَهُ مِن طین

    گفت: «من از او بهترم‌؛ مرا از آتش آفریدی و او را از گل آفریدی.»

  77. 77 قَالَ فَٱخۡرُجۡ مِنۡهَا فَإِنَّكَ رَجِیمࣱ

    قالَ فَخروج مِنها فَإِنَّكَ رژیم

    فرمود: «پس، از آن (باغ) برون شو، پس تو بی‌گمان رانده شده‌ای.»

  78. 78 وَإِنَّ عَلَیۡكَ لَعۡنَتِیۤ إِلَىٰ یَوۡمِ ٱلدِّینِ

    وَ إِنَّ علیک لعنتی اِلی یوم ٱلدِّینِ

    «و تا روز بُروز طاعت [:قیامت] همواره بر تو لعنت و دورباش من است.»

  79. 79 قَالَ رَبِّ فَأَنظِرۡنِیۤ إِلَىٰ یَوۡمِ یُبۡعَثُونَ

    قالَ رَبِّ فاانظرنی اِلی یوم یُبْعَثُونَ

    گفت: «پروردگارم! پس مرا تا روزی که برانگیخته می‌شوند مهلت ده.»

  80. 80 قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلۡمُنظَرِینَ

    قالَ فَإِنَّكَ مِنَ المنظرین

    فرمود: «پس بی‌گمان، تو از مهلت‌یافتگانی»

  81. 81 إِلَىٰ یَوۡمِ ٱلۡوَقۡتِ ٱلۡمَعۡلُومِ

    اِلی یوم الوقت المعلومی

    «تا روز وقت معلوم» [:قیامت مرگ].

  82. 82 قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِیَنَّهُمۡ أَجۡمَعِینَ

    قالَ فَبِعِزَّتِكَ لأغوینَّهُم اجمعین

    گفت: «پس به عزّتت سوگند (که) همگان را بی‌گمان بس گمراه می‌کنم.»

  83. 83 إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِینَ

    اِلا عبادک مِنهُمُ المخلصین

    «مگر بندگان اخلاص‌یافته‌ات را.»

  84. 84 قَالَ فَٱلۡحَقُّ وَٱلۡحَقَّ أَقُولُ

    قالَ فَالحَقّ ولحق اقولو

    فرمود: «پس (من تمامی) حق (هستم) و (همه‌ی) حقّ را می‌گویم (که)،»

  85. 85 لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ أَجۡمَعِینَ

    لأملاأنّ جهنم مینک وَمِمَّن تَبِعَکَ مِنهُم اجمعین

    «همواره جهنّم را از تو و از هر کس از آنان که تو را پیروی کرد، از همگیشان، بی‌گمان خواهم انباشت.»

  86. 86 قُلۡ مَاۤ أَسۡـَٔلُكُمۡ عَلَیۡهِ مِنۡ أَجۡرࣲ وَمَاۤ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُتَكَلِّفِینَ

    قل مَاۤ اسألکم عَلَیه اَنا مِنَ المتکلفین

    بگو: «(من) هیچ مزدی بر این (قرآن) از شما نمی‌خواهم. و من از کسانی نیستم که خود را (برای شما) به زحمت و رنج طاقت‌فرسا افکنم.»

  87. 87 إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرࣱ لِّلۡعَـٰلَمِینَ

    هُوَ اِلا ذکر ل للعالمین

    «این (قرآن) جز یادواره‌ای برای جهانیان نیست.»

  88. 88 وَلَتَعۡلَمُنَّ نَبَأَهُۥ بَعۡدَ حِینِۭ

    وَلَتَعلَمُنَّ نَبَأَهُۥ بعد حِینِۭ

    «و همواره پس از چندی خبر بزرگش را به‌راستی خواهید دانست‌.»

این سوره به زبان‌های دیگر