Goddestination

Al-Waaqia

الواقعه

رویداد

96 آیهمکیفارسی

در حال پخش تماشا در یوتیوب

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِیمِ

بِسمِ الله الرحمان الرحیم

  1. 1 إِذَا وَقَعَتِ ٱلۡوَاقِعَةُ

    اِزا وقعت الواقعه

    هنگامی که (قیامت) واقع شونده وقوع یابد؛

  2. 2 لَیۡسَ لِوَقۡعَتِهَا كَاذِبَةٌ

    لَیسَ لِوَعۡعَتِهَا کاذبه

    در وقوعش هرگز گزافی نیست.

  3. 3 خَافِضَةࣱ رَّافِعَةٌ

    خافضه رافعه

    پست‌کننده‌ای بالابرنده است.

  4. 4 إِذَا رُجَّتِ ٱلۡأَرۡضُ رَجࣰّا

    اِزا رُجَّتِ الارض رَجّن

    چون زمین با تکان و اضطراب سختی لرزانده شود؛

  5. 5 وَبُسَّتِ ٱلۡجِبَالُ بَسࣰّا

    وَبُستِ الجبل بسّن

    و کوه‌ها به گونه‌ای دهشت‌آور خُرد گردند؛

  6. 6 فَكَانَتۡ هَبَاۤءࣰ مُّنۢبَثࣰّا

    فکانت هَباء مُنْبَثّا

    پس غباری پراکنده شوند؛

  7. 7 وَكُنتُمۡ أَزۡوَ ٰ⁠جࣰا ثَلَـٰثَةࣰ

    وا کونتوم اَزوَ ایمان جا ثَلاثه

    و شما سه دسته گردید:

  8. 8 فَأَصۡحَـٰبُ ٱلۡمَیۡمَنَةِ مَاۤ أَصۡحَـٰبُ ٱلۡمَیۡمَنَةِ

    فأاصحاب المیمنه مَاۤ اصحابو المیمنه

    پس صاحبان برکت راستین؛ چیست صاحبان برکت‌؟

  9. 9 وَأَصۡحَـٰبُ ٱلۡمَشۡـَٔمَةِ مَاۤ أَصۡحَـٰبُ ٱلۡمَشۡـَٔمَةِ

    وَ أَصحاب المشأمة مَاۤ اصحابو المشأمة

    و صاحبان شوم و رذیلت؛ چیست صاحبان رذیلت‌؟

  10. 10 وَٱلسَّـٰبِقُونَ ٱلسَّـٰبِقُونَ

    والسابقون السابقون

    و سبقت‌گیرندگان (این سرا) همان سبقت‌گیرندگان (آن سرای)اند.

  11. 11 أُو۟لَـٰۤىِٕكَ ٱلۡمُقَرَّبُونَ

    اولئیک المقربون

    همان مقرّبان (به خدای منان).

  12. 12 فِی جَنَّـٰتِ ٱلنَّعِیمِ

    فی جنّت النعیم

    در باغستان‌های پرنعمت.

  13. 13 ثُلَّةࣱ مِّنَ ٱلۡأَوَّلِینَ

    ثُلَّه مِّنَ الاولین

    (اینان) گروهی بسیار از پیشینیان،

  14. 14 وَقَلِیلࣱ مِّنَ ٱلۡـَٔاخِرِینَ

    وقیل مِّنَ الآخرین

    و اندکی از پسینیان(اند).

  15. 15 عَلَىٰ سُرُرࣲ مَّوۡضُونَةࣲ

    علی موزونه

    بر تخت‌هایی بافته همچون زره.

  16. 16 مُّتَّكِـِٔینَ عَلَیۡهَا مُتَقَـٰبِلِینَ

    مُتَّکِئینَ عَلَیهَا مُتَقابِلینا

    روبه‌روی هم بر آنها تکیه‌زنندگانند.

  17. 17 یَطُوفُ عَلَیۡهِمۡ وِلۡدَ ٰ⁠نࣱ مُّخَلَّدُونَ

    یَطُوفُ عَلَیهِم وَلد ایمان نٰ مخلدون

    نوجوانانی، جاودان بر گردشان می‌گردند.

  18. 18 بِأَكۡوَابࣲ وَأَبَارِیقَ وَكَأۡسࣲ مِّن مَّعِینࣲ

    بِاکوابن وا اباریق وکاس مِّن مَعین

    با جام‌ها و آبریزها و پیاله‌‌ای از باده‌ی ناب روان.

  19. 19 لَّا یُصَدَّعُونَ عَنۡهَا وَلَا یُنزِفُونَ

    لا یُصَدَّعُونَ عنه یونزفون

    (که) نه از آن سردرد گیرند و نه (آن را) پایان دهند.

  20. 20 وَفَـٰكِهَةࣲ مِّمَّا یَتَخَیَّرُونَ

    مِمّا یَتخَیَّرُونَ

    و میوه‌ای از هر چه همی‌پسندند.

  21. 21 وَلَحۡمِ طَیۡرࣲ مِّمَّا یَشۡتَهُونَ

    ولحم طیر مِمّا یَشۡتَهُونَ

    و (از) گوشت پرنده‌ای، هر چه اشتها کنند.

  22. 22 وَحُورٌ عِینࣱ

    وَحور عِین

    و حوریانی چشم‌‌درشت.

  23. 23 كَأَمۡثَـٰلِ ٱللُّؤۡلُوِٕ ٱلۡمَكۡنُونِ

    کا امثال اللولوئی المکنون

    همانند مروارید (ناسفته‌ی) پنهان (در صدف).

  24. 24 جَزَاۤءَۢ بِمَا كَانُوا۟ یَعۡمَلُونَ

    جزا بِمَا کانو یَعْمَلُونَ

    حال آنکه پاداشی است به آنچه می‌کرده‌اند.

  25. 25 لَا یَسۡمَعُونَ فِیهَا لَغۡوࣰا وَلَا تَأۡثِیمًا

    یسمعون فِیهَا لَغوا تَأثِیمًا

    در آنجا نه بیهوده‌ای می‌شنوند و نه (سخنی) گناه‌‌آلود با پی‌آمدی بد.

  26. 26 إِلَّا قِیلࣰا سَلَـٰمࣰا سَلَـٰمࣰا

    اِلا قِیلَا سلام سلام

    (سخنی) بجز گفته‌ی سلامی سالم نیست.

  27. 27 وَأَصۡحَـٰبُ ٱلۡیَمِینِ مَاۤ أَصۡحَـٰبُ ٱلۡیَمِینِ

    وَ أَصحاب الیمین مَاۤ اصحابو الیمین

    و صاحبان برکت و راستین. و چیست این صاحبان برکت و راستین؟

  28. 28 فِی سِدۡرࣲ مَّخۡضُودࣲ

    فی سدر مخضود

    در (زیر) درختان کُناری بی‌خار.

  29. 29 وَطَلۡحࣲ مَّنضُودࣲ

    وَطَلح مَنضُود

    و درخت‌های موز که میوه‌اش خوشه‌خوشه روی هم انباشته است.

  30. 30 وَظِلࣲّ مَّمۡدُودࣲ

    وَظِلّ ممدود

    و سایه‌ای پایدار (و کشش‌دار).

  31. 31 وَمَاۤءࣲ مَّسۡكُوبࣲ

    واما مسکوب

    و آبی از بلندایی ریزان.

  32. 32 وَفَـٰكِهَةࣲ كَثِیرَةࣲ

    کثیره

    و میوه‌ای فراوان.

  33. 33 لَّا مَقۡطُوعَةࣲ وَلَا مَمۡنُوعَةࣲ

    لا مقطوعه مَمْنوعَه

    نه انقطاع یافته و نه ممنوع.

  34. 34 وَفُرُشࣲ مَّرۡفُوعَةٍ

    وفروش مرفوعه

    و همخوابگانی بالا بلند در بلنداها(ی تخت‌ها).

  35. 35 إِنَّاۤ أَنشَأۡنَـٰهُنَّ إِنشَاۤءࣰ

    اِنّا انشاءناهنّ انشاء

    ما بی‌گمان آنان را پدید آورده‌ایم، پدید آوردنی (بس نیکو)!

  36. 36 فَجَعَلۡنَـٰهُنَّ أَبۡكَارًا

    فَجَعَلْناهُنَّ ابکاران

    پس ایشان را دوشیزه و دست‌‌نخورده قرار دادیم.

  37. 37 عُرُبًا أَتۡرَابࣰا

    عُروبًا اترابن

    دارای تمامی زیبایی آشکار زنان؛ همسالان با شوهران.

  38. 38 لِّأَصۡحَـٰبِ ٱلۡیَمِینِ

    لأصحاب الیمین

    برای راستان و برکت یافتگان.

  39. 39 ثُلَّةࣱ مِّنَ ٱلۡأَوَّلِینَ

    ثُلَّه مِّنَ الاولین

    گروهی از پیشینیان،

  40. 40 وَثُلَّةࣱ مِّنَ ٱلۡـَٔاخِرِینَ

    وثُله مِّنَ الآخرین

    و گروهی از پسینیان.

  41. 41 وَأَصۡحَـٰبُ ٱلشِّمَالِ مَاۤ أَصۡحَـٰبُ ٱلشِّمَالِ

    وَ أَصحاب الشمالی مَاۤ اصحابو الشمالی

    و چپی‌های نکوهیده. چیست چپی‌های نکوهیده‌؟

  42. 42 فِی سَمُومࣲ وَحَمِیمࣲ

    فی سَمُوم وَحیم

    غرق شدگان در سمّی فراوان و (مایعی) جوشان.

  43. 43 وَظِلࣲّ مِّن یَحۡمُومࣲ

    وَظِلّ مِّن یحموم

    و سایه‌ای از دود تار پر خفقان.

  44. 44 لَّا بَارِدࣲ وَلَا كَرِیمٍ

    لا بارد کریم

    نه خنک و نه ملایم.

  45. 45 إِنَّهُمۡ كَانُوا۟ قَبۡلَ ذَ ٰ⁠لِكَ مُتۡرَفِینَ

    اِنَّهُم کانو قبله ذَ ایمان لِکَ مترفین

    اینان بودند که همواره پیش از این نازپروردگانی در نعمتی فراوان غرق بوده‌اند.

  46. 46 وَكَانُوا۟ یُصِرُّونَ عَلَى ٱلۡحِنثِ ٱلۡعَظِیمِ

    وَ کانُوا یُصِرُّونَ علی الحنث العظیم

    و بر گناه بزرگِ پیمان‌شکنی پافشاری می‌کرده‌اند؟

  47. 47 وَكَانُوا۟ یَقُولُونَ أَىِٕذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابࣰا وَعِظَـٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ

    وَ کانُوا یقولون اییذا مِتۡنَا وَ کُنَّا توراباً واعظاما آ انّا لمبعوثون

    و می‌گفته‌اند: «آیا هنگامی(که) مردیم و خاک و استخوان شدیم، آیا همین ما (باز هم) همانا برانگیختگانیم؟»

  48. 48 أَوَءَابَاۤؤُنَا ٱلۡأَوَّلُونَ

    اوابائونا الاّولون

    «آیا و پدران نخستینمان (نیز)؟!»

  49. 49 قُلۡ إِنَّ ٱلۡأَوَّلِینَ وَٱلۡـَٔاخِرِینَ

    قل اِنَّ الاولین ول آخرین

    بگو: «بی‌گمان پیشینیان و پسینیان.»

  50. 50 لَمَجۡمُوعُونَ إِلَىٰ مِیقَـٰتِ یَوۡمࣲ مَّعۡلُومࣲ

    لَمَجْمُوعُونَ اِلی مِیقَـٰتِ یوم معلوم

    «به‌راستی همگان در موعد روزی معلوم گردآوری شوندگانند.»

  51. 51 ثُمَّ إِنَّكُمۡ أَیُّهَا ٱلضَّاۤلُّونَ ٱلۡمُكَذِّبُونَ

    ثُمَّ ایُّها الضالون المکذبون

    سپس بی‌گمان شما ای گمراهان و تکذیب‌‌کنندگان!

  52. 52 لَـَٔاكِلُونَ مِن شَجَرࣲ مِّن زَقُّومࣲ

    لَأکِلُونَ مِن شجر مِّن زقوم

    همواره از درختی (که) از زقّوم (است) خورندگانید.

  53. 53 فَمَالِـُٔونَ مِنۡهَا ٱلۡبُطُونَ

    فَمَالِـُٔونَ مِنها البُطون

    پس پر کنندگان شکم‌ها(ی‌تان) از آنید.

  54. 54 فَشَـٰرِبُونَ عَلَیۡهِ مِنَ ٱلۡحَمِیمِ

    فَشَریبُونَ عَلَیه مِنَ الحمیم

    پس روی آن از آن مایه‌ی جوشان نوشندگانید.

  55. 55 فَشَـٰرِبُونَ شُرۡبَ ٱلۡهِیمِ

    فَشَریبُونَ شُرۡبَ الهِیم

    پس نوشندگان، (چونان) نوشیدن اشتران تشنه.

  56. 56 هَـٰذَا نُزُلُهُمۡ یَوۡمَ ٱلدِّینِ

    هَذا نُزُلُهُم یوم ٱلدِّینِ

    این است مهمانسرای آنان به روز جزا.

  57. 57 نَحۡنُ خَلَقۡنَـٰكُمۡ فَلَوۡلَا تُصَدِّقُونَ

    نَحنُ خَلَقنَاکُم فَلَوۡلَا تُصَدِّقُونَ

    ما شما را آفریدیم، پس چرا تصدیقمان نمی‌کنید؟

  58. 58 أَفَرَءَیۡتُم مَّا تُمۡنُونَ

    افَرَأَیتُم ما تُمْنُونَ

    آیا پس آنچه را (که به صورت نطفه) فرو می‌جهانید دیده‌اید؟

  59. 59 ءَأَنتُمۡ تَخۡلُقُونَهُۥۤ أَمۡ نَحۡنُ ٱلۡخَـٰلِقُونَ

    آأنتم تَخلُقُونَهُ اَم نَحنُ الخالقون

    آیا شما آن را می‌آفرینید یا ما آفریننده‌ایم‌؟

  60. 60 نَحۡنُ قَدَّرۡنَا بَیۡنَكُمُ ٱلۡمَوۡتَ وَمَا نَحۡنُ بِمَسۡبُوقِینَ

    نَحنُ قدرنا بَینَکُم الموت وَما نَحنُ بِمَسۡبُوقِینَ

    ماییم که میان شما مرگ را مقدّر کرده‌ایم و ما هرگز (درماندگان و) پیشی‌گرفته‌شدگان نیستیم،

  61. 61 عَلَىٰۤ أَن نُّبَدِّلَ أَمۡثَـٰلَكُمۡ وَنُنشِئَكُمۡ فِی مَا لَا تَعۡلَمُونَ

    ان نُبَدِّلَ امثالکم وَنُنشِئَكُم فی تَعْلَمُونَ

    بر اینکه (شما را به) همانندتان تبدیل کنیم و شما را در آنچه نمی‌دانید (دیگر بار) پدیدار سازیم.

  62. 62 وَلَقَدۡ عَلِمۡتُمُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُولَىٰ فَلَوۡلَا تَذَكَّرُونَ

    وَ لَقَد عَلِمتُمو اننشأه الاولی فَلَوۡلَا تَذَکَّرُونَ

    و همواره بی‌چون پدیدار شدن نخستین خود را شناختید. پس چرا به شایستگی (آن را) یاد نمی‌کنید؟

  63. 63 أَفَرَءَیۡتُم مَّا تَحۡرُثُونَ

    افَرَأَیتُم ما تحرثون

    آیا پس آنچه را کشت می‌کنید، دیده‌اید؟

  64. 64 ءَأَنتُمۡ تَزۡرَعُونَهُۥۤ أَمۡ نَحۡنُ ٱلزَّ ٰ⁠رِعُونَ

    آأنتم تَزرَعُونَهُ اَم نَحنُ الزا ایمان رِعُونَ

    آیا شما آن را (بی‌یاری ما) زراعت می‌کنید، یا ماییم که زراعت‌کنندگانیم‌؟

  65. 65 لَوۡ نَشَاۤءُ لَجَعَلۡنَـٰهُ حُطَـٰمࣰا فَظَلۡتُمۡ تَفَكَّهُونَ

    لَو نَشَا لَجَعَلْناهُ فَظَلتُم تَفَکُّهون

    اگر بخواهیم همواره خاشاکش می‌گردانیم، پس در افسوس (و تعجب) می‌افتید.

  66. 66 إِنَّا لَمُغۡرَمُونَ

    لمُغرَمون

    (و می‌گویید:) «همانا ما فریب‌خوردگان و زیان‌‌دید‌گانیم.»

  67. 67 بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ

    نَحنُ محرومون

    «بلکه ما محرومانیم.»

  68. 68 أَفَرَءَیۡتُمُ ٱلۡمَاۤءَ ٱلَّذِی تَشۡرَبُونَ

    افَرَءَیتُمُ الماء الذی تَشْرَبُونَ

    آیا پس آبی را که می‌نوشید دیده‌اید؟

  69. 69 ءَأَنتُمۡ أَنزَلۡتُمُوهُ مِنَ ٱلۡمُزۡنِ أَمۡ نَحۡنُ ٱلۡمُنزِلُونَ

    آأنتم اَنزَلتُمُوه مِنَ المزنی اَم نَحنُ المنزلون

    آیا شما آن را از (دلِ) ابر آبستن به آب فرود آوردید، یا ما فرود آورندگانیم‌؟

  70. 70 لَوۡ نَشَاۤءُ جَعَلۡنَـٰهُ أُجَاجࣰا فَلَوۡلَا تَشۡكُرُونَ

    لَو نَشَا جعَلناه اُجاج فَلَوۡلَا تشکرون

    اگر بخواهیم آن را تلخ می‌گردانیم. پس چرا سپاس نمی‌دارید؟

  71. 71 أَفَرَءَیۡتُمُ ٱلنَّارَ ٱلَّتِی تُورُونَ

    افَرَءَیتُمُ اَننار اللتی تورون

    آیا پس آتشی را که بر می‌افروزید نگریسته‌اید؟

  72. 72 ءَأَنتُمۡ أَنشَأۡتُمۡ شَجَرَتَهَاۤ أَمۡ نَحۡنُ ٱلۡمُنشِـُٔونَ

    آأنتم انشأتوم شجرتها اَم نَحنُ المنشیون

    آیا شما درختش را - بی‌سابقه- پدیدار کردید یا ما پدید آورند‌گانیم؟

  73. 73 نَحۡنُ جَعَلۡنَـٰهَا تَذۡكِرَةࣰ وَمَتَـٰعࣰا لِّلۡمُقۡوِینَ

    نَحنُ جعَلنَاهَا ومتان للموقین

    ما آن را یادواره و برخورداری برای نیازمندان- که نیروی زندگی‌بخش می‌خواهند- قرار دادیم.

  74. 74 فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِیمِ

    فَسَبِّح بسم رَبِّک العظیم

    پس به نام پروردگار بزرگت (او را) تنزیه کن.

  75. 75 ۞ فَلَاۤ أُقۡسِمُ بِمَوَ ٰ⁠قِعِ ٱلنُّجُومِ

    اُقسِمُ بیمُوا ایمان قِعِ آن‌نُجُوم

    پس به فرودگاه‌های ستارگان [:دل‌‌های فروزان پیمبران] سوگند نمی‌خورم.

  76. 76 وَإِنَّهُۥ لَقَسَمࣱ لَّوۡ تَعۡلَمُونَ عَظِیمٌ

    وَإِنَّهُ لَقَسَمون لاو تَعْلَمُونَ عَظیم

    و اگر بدانید، آن سوگندی سخت بزرگ است!

  77. 77 إِنَّهُۥ لَقُرۡءَانࣱ كَرِیمࣱ

    اِنَّهُ قرآن

    همانا این (پیام وحیانی) همواره قرآنی دارای برکاتی همگانی است.

  78. 78 فِی كِتَـٰبࣲ مَّكۡنُونࣲ

    فی مکنون

    در کتابی (از دستبرد) نگهبانی شده.

  79. 79 لَّا یَمَسُّهُۥۤ إِلَّا ٱلۡمُطَهَّرُونَ

    لا یمسّه اِلا المطهرون

    که جز پاک‌شدگان بدان دست نیازند.

  80. 80 تَنزِیلࣱ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَـٰلَمِینَ

    تنزیل مِّن رَبِّ العالمین

    فرود آمده‌ای است تدریجی از جانب پروردگار جهانیان.

  81. 81 أَفَبِهَـٰذَا ٱلۡحَدِیثِ أَنتُم مُّدۡهِنُونَ

    اَ فَ بِ هَذا مُدْهینُونَ

    آیا شما این گفتار نوین را سبک‌گیرندگانید؟

  82. 82 وَتَجۡعَلُونَ رِزۡقَكُمۡ أَنَّكُمۡ تُكَذِّبُونَ

    وَتَجْعَلُونَ رِزقَکُم اَنَّکُم تُكَذِّبُونَ

    و تنها نصیب خودتان را همواره در تکذیب (آن) قرار می‌دهید؟

  83. 83 فَلَوۡلَاۤ إِذَا بَلَغَتِ ٱلۡحُلۡقُومَ

    اِزا بَلَغَتِ الحُلقوم

    پس چرا نه، آن‌گاه که (جانتان) به گلویتان رسد.

  84. 84 وَأَنتُمۡ حِینَىِٕذࣲ تَنظُرُونَ

    و شما حینئذ تَنظُرُونَ

    و حال آنکه- در این هنگام- خود نظاره‌گرید.

  85. 85 وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَیۡهِ مِنكُمۡ وَلَـٰكِن لَّا تُبۡصِرُونَ

    وَ نَحنُ اقربو الیه مِنکُم ولٰکین لا تُبصیرون

    و ما به آن (محتضر) از شما نزدیکتریم ولی نمی‌بینید.

  86. 86 فَلَوۡلَاۤ إِن كُنتُمۡ غَیۡرَ مَدِینِینَ

    اِن غیر مَدِینِینَ

    پس چرا، نه اگر شما جزا نایافتگانید (و حساب و کتابی در کار نیست)،

  87. 87 تَرۡجِعُونَهَاۤ إِن كُنتُمۡ صَـٰدِقِینَ

    ترجیعونه اِن صَادِقین

    چرا اگر راست می‌گویید، روح را بر نمی‌گردانید؟

  88. 88 فَأَمَّاۤ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُقَرَّبِینَ

    اِن کانا مِنَ المقربین

    پس اما اگر او از مقرّبان باشد،

  89. 89 فَرَوۡحࣱ وَرَیۡحَانࣱ وَجَنَّتُ نَعِیمࣲ

    فَروح وریحان وَ جَنَّتُ نَعیم

    در نتیجه (در) آسایش و راحت و بهشت پُرنعمت (است).

  90. 90 وَأَمَّاۤ إِن كَانَ مِنۡ أَصۡحَـٰبِ ٱلۡیَمِینِ

    اِن کانا اصحابی الیمین

    و اما اگر از راستان و برکت‌یافتگان باشد؛

  91. 91 فَسَلَـٰمࣱ لَّكَ مِنۡ أَصۡحَـٰبِ ٱلۡیَمِینِ

    فسلام لَّکَ اصحابی الیمین

    پس، از این راستان برایت سلامی است.

  92. 92 وَأَمَّاۤ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُكَذِّبِینَ ٱلضَّاۤلِّینَ

    اِن کانا مِنَ المکذبین الضالین

    و اما اگر از تکذیب‌کنندگان گمراه بوده است،

  93. 93 فَنُزُلࣱ مِّنۡ حَمِیمࣲ

    فَنُزُل

    پس (برایشان) مهمانخانه‌ای از مایعی جوشان است؛

  94. 94 وَتَصۡلِیَةُ جَحِیمٍ

    وَتَصْلِیَةُ جهیم

    و (نیز) افروختن آتشی فروزان.

  95. 95 إِنَّ هَـٰذَا لَهُوَ حَقُّ ٱلۡیَقِینِ

    اِنَّ هَذا لَهُوَ حَقُّ الیقین

    به‌راستی این همان حق‌الیقین است.

  96. 96 فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِیمِ

    فَسَبِّح بسم رَبِّک العظیم

    پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی.

این سوره به زبان‌های دیگر